ميرزا محمد حيدر دوغلات

647

تاريخ رشيدى ( فارسي )

تعمل شرايع كلفت نمىكشيد بلكه محبوب او بود . اكثر معاملات او بدار الشرع فيصل يافتى . و علما را فوق الحد تعظيم كردى چنان كه سلاطين روزگار اعتراض كردند و او جواب فرمود كه تعظيم و تكبر مر ابناى جنس را سزد . اين جمع به ذات خود به كمتر ملازمتى برابرى نتوانند كرد و تعظيم ايشان از ممر علم آمده است اگر كم و اگر بيش ، و تعظيم من براى علم است ، از اين اهانت بر من عايد نمىشود . آنانى كه تكبر كنند اين تكبر به ذات عالم خواهد بود نه به علم ، چه تكبر به علم ، بىخرديست . « 1 » 941 و هر كس از صوفيه و صلحا بودى ايشان را به جاى برادر داشتى كه هيچ از ايشان تحاشى و تجاوز نكردى . سلطنت و پادشاهت را به خاطر نگذراندى و حسن خلق او عام بود . اگر چه به ساير خلايق ابهت سلطنت را مرعى داشتى اما به نوعى تخلق نمودى كه فوق آن متصور نبودى . بنده بيست و چهار سال در ملازمت بوده‌ام . از وى شناعت و فحش و اعراض به كمتر كس به خاطر ندارم و با بعضى از مماليك كه به خدمت آفتابه و امثال آن معد بودند ، « 2 » اگر تقصير كردندى كه مستوجب عقوبت و اعراض بودى ، روى مبارك درهم كشيدى و نگاه به غضب كردى و سخن كم گفتى . اگر گفتى و خواستى كه دشنام [ و ] فحش دهد ، نجس يا مردار گفتى . شايد كه زياده از اين فحش نگفته باشد . و اگر تركى بودى قريب به اين عبارت بودى . « 3 » وقايعى كه بعد از خان در كاشغر دست داده است 942 نظم : فلك بر خويش بىجان اژدهائيست * پى آزار ما زورآزمائيست گرفتاريم در پيچ و خم او * رهيدن چون توانيم از دم او

--> ( 1 ) . نگ : آنانى كه به علم خود تكبر كنند و نه به ذات علم ، عملى بىخردانه انجام مىدهند . ( 2 ) . نگ : و بعضى از مماليك كه به خدمت بودند اگر تقصير . ( 3 ) . نگ : + فصل صد و ششم .